پروژه رستوران عباسآباد در فضایی زیرزمینی شکل گرفت که پیش از آغاز طراحی، بخشی از عملیات اجرایی آن توسط کارفرما انجام شده بود. ویژگی شاخص این فضا، مجموعهای از قوسها و هلالهای موجود بود که کارفرما بر حفظ آنها تأکید داشت. همین عناصر به نقطه آغاز طراحی تبدیل شدند و ساختار فضایی پروژه را شکل دادند. بر اساس این رویکرد، دو آلترناتیو طراحی با دو روایت متفاوت ارائه شد؛ هر دو با حفظ قوسها و هویت معماری موجود، اما با زبان و متریال متفاوت.
در آلترناتیو نخست، فضا با الهام از معماری مراکشی طراحی شد. قوسهای موجود با استفاده از استراکچرهای فلزی و متریال طلاییرنگ بازتعریف شدند و در کنار الگوهای مشبک و خطوط عمودی، ریتمی منظم و لوکس در فضا ایجاد کردند. رنگهای تیره در کنار جزئیات طلایی، عمق فضای زیرزمین را تقویت کرده و در ترکیب با نورپردازی گرم، حس صمیمیت و شکوه را همزمان به وجود آوردهاند. گیاهان بهعنوان بخشی از طراحی داخلی، در میان قوسها قرار گرفتهاند تا ضمن ایجاد طراوت، تضادی میان متریال سخت و عناصر طبیعی شکل دهند. تنوع در چیدمان مبلمان نیز باعث شده فضا از یکنواختی خارج شود و پاسخگوی گروههای مختلف کاربران باشد؛ از میزهای دونفره تا فضاهای مناسب دورهمیهای بزرگتر.
در آلترناتیو دوم، هدف خلق فضایی بود که در عین معاصر بودن، به معماری و خاطره جمعی فضاهای ایرانی ارجاع دهد. فرم قوسها حفظ شد، اما با زبانی سادهتر و مینیمالتر بازطراحی گردید. استفاده از کاشیهای سنتی با طیف سبز، متریال چوب و جزئیات فلزی، فضایی را شکل داده که یادآور کافهها و رستورانهای دهههای ۵۰ و ۶۰ ایران است، بدون آنکه به بازسازی صرف گذشته تبدیل شود.حضور دیوارهای سبز، بافت چوب و رنگهای گرم در کنار مبلمان متنوع، تعادل مناسبی میان حس نوستالژی و طراحی معاصر ایجاد کرده است. در این طرح نیز تنوع در نحوه استقرار مبلمان و تعریف فضاهای مختلف نشیمن، تجربههای متفاوتی از حضور در رستوران را برای کاربران فراهم میکند.

دیاگرامهای پروژه روند شکلگیری ایده را به تصویر میکشند؛ از حفظ قوسها و هلالهای موجود بهعنوان استخوانبندی فضا، تا اضافه شدن استراکچرهای فلزی، سازماندهی مبلمان، جانمایی فضای سبز و شکلگیری لایههای مختلف طراحی. این فرآیند نشان میدهد که چگونه محدودیتهای اولیه پروژه، به فرصتی برای خلق هویت معماری آن تبدیل شدهاند.

