کارفرما در مرحلهای به ما مراجعه کرد که پروژه پیشتر توسط نیروهای محلی و بهصورت تجربی آغاز شده بود و در میانه مسیر با مشکلات متعددی مواجه شده بود؛ بهگونهای که ادامه روند موجود عملاً به بازنگری و ساماندهی مجدد نیاز داشت. از این رو، پروژه در شرایطی به ما سپرده شد که بخشهایی از بنا اجرا شده بود اما فاقد نگاه معمارانه و انسجام طراحی بود. ساختمان در مرحله اولیه تقریباً مشابه یک سوله ساده شکل گرفته بود و در طراحی آن توجهی به کیفیت فضایی و هویت معماری نشده بود. در گام نخست تلاش کردیم با شناخت دقیق سلیقه و خواستههای کارفرما، مسیر طراحی را بهگونهای هدایت کنیم که هم پاسخگوی نیازهای عملکردی باشد و هم هویتی تازه به بنا ببخشد. در طراحی نما، با ایجاد یک پوسته حجمی تلاش شد به ساختمان عمق و خوانایی بیشتری داده شود. همچنین با افزودن یک دیوار شاخص که از تراز پایین نما آغاز شده و تا بالکن طبقه بالا امتداد مییابد، نوعی پیوستگی عمودی و تأکید حجمی در نما ایجاد شد که به تعریف بهتر فرم کلی ساختمان کمک میکند.

در بخش محوطهسازی، با توجه به شیب طبیعی زمین، طراحی بهصورت پلکانی انجام شد تا اختلاف ترازها به شکلی منطقی و هماهنگ مدیریت شود. در این محوطه فضاهایی همچون آتشگاه، آلاچیق و فضاهای نشیمن طراحی و اجرا شد تا محیطی قابل استفاده، پویا و متناسب با فضای بیرونی شکل گیرد. فرآیند نظارت پروژه تا حدی توسط تیم ما انجام شد. با توجه به چالشهایی که در همکاری با تیم اجرایی اولیه وجود داشت، در ادامه بخشهایی از عملیات اجرایی نیز توسط تیم ما هدایت و انجام شد تا کیفیت نهایی پروژه مطابق با طرح و استانداردهای مورد نظر حفظ شود.

سبک طراحی این پروژه تلفیقی از پستمدرن با جزئیات روستیک است که جلوهای گرم و معاصر به فضا میبخشد. در طبقه همکف این المانهای روستیک کمتر استفاده شده، اما در طبقه پایین که شامل دو اتاق است، تاثیر بیشتر. سقف پذیرایی با حفظ شیب شیروانی از داخل، حس و حال ویلاییتری ایجاد میکند. در آشپزخانه از سرامیک طرح سنگ کاشی مرجان استفاده شده که تا نشیمن امتداد یافته و پیوستگی بصری مطلوبی به وجود آورده و در عین حال حالوهوای روستیک فضا را تقویت میکند.

همچنین در طبقه پایین، با وجود سقف کوتاه، یک شومینه با طرح سنگی اجرا شده که به عنوان نقطه کانونی فضا عمل کرده و گرمای بصری مطلوبی ایجاد میکند.

طراحی این دو اتاق طبقه همکف کمی به سمت اسکاندیناوی رفته است تا در حین حفظ حس روستیک کمی اتمسفر سبکتر و ممینیمال تر شده باشد. و استفاده هوشمندانه از تضادهای بصری شکل گرفته است. در هر دو تصویر، بهرهگیری از بافت چوب طبیعی در کنار سطوح سفید و خنثی، تعادلی میان سردی مدرنیته و گرمای بصری ایجاد کرده که با ورود سخاوتمندانه نور طبیعی از پنجرههای وسیع، دلبازتر به نظر میرسد. نقطه قوت این طراحی، استفاده از الگوهای هندسی در کفسازی (فرشهای شطرنجی و راهراه) است که به محیط پویایی بخشیده و از یکنواختی جلوگیری میکند.

استفاده از مسیر سنگی ماژولار با فواصل چمنی، به فضا ریتم و نظم داده و همانطور که پیداست، به دلیل شیبدار بودن زمین، با چینش سنگها، دیوارههای کوتاه و کاشت گیاهان پوششی، هم کنترل فرسایش خاک انجام داده و هم زیبایی بصری ایجاد کرده است. حضور پارکینگ با سقف کابلی فلزی در محوطه، با ساختار سبک و معاصر خود تضاد جذابی با طبیعت سبز اطراف ایجاد کرده و نقطه کانونی فضا را شکل داده است. فضای بازی کوچک، باغچههای layered و عناصر سنگی همگی فضایی کاربردی، خانوادگی و در عین حال کاملاً یکپارچه را به وجود آوردهاند که هم عملکرد دارد و هم حس آرامش و طبیعتگرایی.